31 شهریور 1405
... جریان ملی شدن نفت پیش آمد و گذشت تا در سال 1335 دکتر اقبال نخستوزیر شد و چهارسالی ماند. در دوران او به عنوان مبارزه با فساد یک قانون «از کجا آوردهای» تصویب شد که مثل طبق توخالی چند روزی سر و صدا کرد و خاموش شد. فقط دو سه نفر از مخالفان خصوصی و سیاسی خود را به کمک آن قانون آن هم در حد تبلیغات و روزنامهها گوشمالی دادند و گذشت. در همان دوران ژنرال آیزنهاور رئیسجمهور آمریکا به ایران آمد. از او استقبال کردند و کلید شهر تهران را به او دادند. اما تأسفانگیز و شرمآور اینکه به تقاضای نخستوزیر جلسه مشترکی از نمایندگان مجلس شورا و سنا تشکیل شد که آیزنهاور در آن جلسه دعوت داشت.
جناب آقای دکتر منوچهر اقبال نخستوزیر دولت مستقل ایران در آن جلسه پشت تریبون رفت و ضمن سخنرانی و خیرمقدم به آیزنهاور رئیس جمهور آمریکا پروندهای را روی میز گذاشت و چیزی شبیه به این جمله گفت که به یمن ورود شما به ایران و حضورتان در این مجلس من این لایحه اصلاحات ارضی را تقدیم شما و مجلس میکنم.
هیچکس از آن نخستوزیر نپرسید که مگر رئیسجمهور آمریکا مالک این ملک یا صاحب و رئیس این مملکت است که لایحه اصلاحات داخلی ایران را به حضور او تقدیم میکنی؟ اما اینکه دو سه سال پس از آن چه در سخنرانیهای انتخاباتی و چه در گفتارها و مصاحبههای دوران نخستوزیری آن همه روحیه نوکری را تقبیح کردم و به آنان که در آخر عریضههای خود «نوکر و چاکر یا غلام جاننثار» در کنار امضایشان میگذاشتند تاختم، منظورم مبارزه با این روحیه نوکری و چاکری یادگار مانده از دوران استبداد بود. هر آدمی و مخصوصاً هر سیاستمداری که خود را نوکر و چاکر حساب کرد و جرئت اظهار استقلال رأی و نظر نداشت، اگرچه این روحیه ظاهراً صفت شخصی و مربوط به خود اوست، ولی عملاً این رویه را تبلیغ میکند و ثانیاً نظرش ارباب، ارباب است و ممکن است عوض شود. امروز نوکر و چاکر این میشود و فردا نوکر و چاکر دیگری. یک سیاستمدار حق دارد بنا بر تشخیص مصالح کشورش و عقیده شخصی با نتیجهگیریها و استنباطهای سیاسی به یک قدرت یا جریان سیاسی خارجی یا داخلی نزدیکتر شود و از دیگری دورتر، اما در همه حال منافع کشور و ملت خود را در نظر داشته باشد. ...
... در هر صورت آن لایحه اصلاحات ارضی تقدیمی دکتر اقبال هم در حد همان نمایش خفتآور برای حکومت و مجلسین و ملت ایران باقی ماند و مثل قانون از کجا آوردهای به بوته فراموشی سپرده شد. ...
- خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1377، ص 159 و 161.
تعداد بازدید: 6