03 شهریور 1405
«پس از دوره وزارت دادگستری در کابینه علاء در سال 1336 به مأموریت سفارت کبرای ایران در آمریکا عازم شدم. ... آمریکایی از دنیای دیگری است و طالب شنیدن و دیدن خبر و اثری از دنیای دیگر. تا آن زمان آمریکاییان عادی نام ایران را چند سال پیش به مناسبت مبارزه برای ملی شدن نفت شنیده بودند. باید باز هم این نام را به وسایل مختلف مطرح میکردیم. اشیای عتیقه ایرانی میراثی و متعلق به خانم را به آمریکا برده و در یکی از سالنهای بزرگ سفارتخانه چیده بودیم. یادم میآید وقتی گروهی توریست که از ایالات دیگر آمریکا به واشنگتن میآمدند و یا گروهی از ساکنین واشنگتن برای تماشای آثار هنری به محل سفارتخانه قدم میگذاشتند، دکتر مینایی همکار ما که دیپلمات جوانی بود، با دقت و حوصله درباره تاریخ، فرهنگ، مینیاتور، منبتکاری، خاتمکاری، کاشیکاری و سایر مظاهر هنری ایران برای آنان توضیح میداد و حاضران با چای و شیرینی ایرانی پذیرایی میشدند، من و اعضای دلسوز سفارت خوشحال میشدیم که نام ایران و اطلاعاتی درباره تاریخ و فرهنگ و هنر کشورمان به این طریق در میان خانوادههای ایالات مختلف آمریکا مطرح میشود و سفارتخانه ایران در گمنامی باقی نمیماند.»[1]
_ خاطرات علی امینی، به کوشش یعقوب توکلی، تهران، حوزه هنری، 1377، ص 125 – 126.
پینوشت:
[1]. اشیای عتیقهای که مورد نظر ثروتمندان و سیاستمداران امریکایی واقع شد و در یک سالن بزرگ سفارتخانه چیده شده بود، فقط متعلق به خانم آقای امینی یعنی خانم بتول وثوق ـ دختر وثوقالدوله عاقد قرارداد ننگین 1919 ـ بود. به چه دلیل همسر سفیری که قاعدتاً به طور موقت در خارج از کشور زندگی خواهد کرد حجم بسیار عظیمی از اشیای عتیقه را از کشور خارج میکند و سرمایه و میراث فرهنگی کشور را در معرض خطر قرار میدهد. بدیهی است که آن میراث فرهنگی به هیچ روی به ایران برنگشت و اقرار ایشان به قاچاق اشیای عتیقه و میراث فرهنگی کشور و فروش آن به ثروتمندان و سیاستمداران آمریکایی بسیار جالب توجه است.
تعداد بازدید: 1