انقلاب اسلامی :: مرگ ارتشبد خاتمی، نکته‌ای در ابهام

مرگ ارتشبد خاتمی، نکته‌ای در ابهام

27 مرداد 1405

اینکه فرماندهان نظامی درباره شیوه اداره ارتش چه می‌اندیشیدند، روشن نیست. در یادداشت‌های علم به مناسبت مرگ ارتشبد خاتمی نکته‌هایی، هر چند به ابهام، مطرح شده است که خواننده را سخت به شگفتی و به میان آوردن پرسش‌های بسیاری می‌انگیزد. روز جمعه 21 شهریور 1354، خاتمی که چند سالی بود در روزهای تعطیل برای اسکی آبی به دریاچه سد دز می‌رفت، هنگام پرواز با گلایدر ناگهان چندین بار به صخره‌های کنار دریاچه خورد و جان سپرد. خاتمی از نزدیکان و سرسپردگان شاه به شمار می‌آمد و در مرداد 1332 با خلبانی هواپیمایی که شاه را به بغداد برد، در عمل وفاداری خود را ثابت کرده بود. علم مطمئن بود که این رویداد شاه را بسیار متأثر کرده است و روز بعد به او پیشنهاد کرد کمیسیونی از سوی ارتش برای بررسی علت این حادثه تعیین شود، به ویژه که روایت‌های ضد و نقیضی درباره آن به گوش می‌رسید. از یک طرف گفته می‌شد که باد او را به صخره زده است و از سوی دیگر برخی می‌گفتند که بادی در میان نبوده و بال‌های گلایدر یک باره جدا شده و خاتمی مانند سنگ پایین افتاده است، شاید هم خرابکاری در میان بوده است. شاه پیشنهاد علم را پذیرفت و دستور داد ارتش کمیسیونی را مأمور رسیدگی این امر کند. ولی در ضمن می‌افزاید، «... اگر خود بدون بال پایین افتاده و باد باعث آن نبوده، خودش بال‌های خود را باز کرده و قصد خودکشی داشته است. من عرض کردم: او که از چیزی ناراحتی نداشت. فرمودند: چرا، یکی دو ماه اخیر ناراحت بود...». (یادداشت شنبه 22 شهریور 1354). علم در شگرف بود که چرا شاه هیچ‌گونه ناراحتی از خود نشان نمی‌دهد و چند شب بعد که سر شام شهبانو فرح بی‌احتیاطی‌های شاه در راندن هواپیما و هلیکوپتر و سرنوشت خاتمی را یادآور شد، «... جای تعجب است که باز شاهنشاه تکرار فرمودند که این اواخر خاتمی وضع روحی متعادلی نداشت...» (یادداشت 26 شهریور 1354). یک هفته بعد شاه راز خود را به علم فاش کرد «... راجع به ارتش و همچنین مرحوم ارتشبد خاتمی مسائلی فرمودند که به نظرم دیگر خیلی زیاد محرمانه است و باید با من به خاک برود. البته شاهنشاه روی ارتش خیلی حساب می‌کنند و جزئیات امور ارتش و امرای ارتش و همه چیز را در قلب خود می‌دانند که واقعاً مایه حیرت است...» (یادداشت 3 مهر 1354). چندی بعد هویدا، نخست‌وزیر، یکی از دوستان خاتمی را که با علم نیز بسیار نزدیک بود، برای تحقیق درباره دارایی خاتمی فراخواند و این شخص به‌وسیله علم از شاه کسب تکلیف کرد و شاه با این دیدار موافقت نمود (یادداشت 30 مهر 1354). چند ماه پس از آن باز هم شاه موضوع دارایی خاتمی را که گفته می‌شد حدود صدمیلیون دلار است پیش کشید، ولی علم چنین رقمی را گزاف دانست. با این همه خود علم نیز در تردید بود چون، «... معمولاً شاهنشاه بدون مطالعه و تعمق چیزی نمی‌فرمایند. ولی اعتقاد داشتند که اگر مدرکی [دال بر سوءاستفاده خاتمی] به دست بیاید [اموال او] باید به نفع دولت ضبط شود» (یادداشت 11 دی 1354).

 

- علم،‌ امیراسدالله، ‌یادداشتهای علم (1347 و 1348): متن کامل دست‌نوشته امیراسدالله علم،‌ ویرایش و مقدمه علینقی عالیخانی،‌ ج 1،‌ تهران،‌ کتاب‌سرا،‌ چ پنجم،‌ 1390،‌ ص 82 و 83.

 



 
تعداد بازدید: 8


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: