13 مرداد 1405
مسئلهای که درسالهای اول سلطنت محمدرضا مورد توجه من بود، روابط او با سرریدر بولارد، وزیرمختار انگلیس، بود. بولارد با محمدرضا روابط خوبی نداشت. این را خود محمدرضا به من میگفت و او را «آدم بیتربیت و بدی» معرفی میکرد. بعدها گفت که از مقامات انگلیسی خواسته تا او را احضار کنند. اما جواب منفی بود و لندن از او تمجید کرده و افزوده بود؛ هر فردی خصوصیاتی دارد و با شماست که آن خصوصیات را بشناسید که در نتیجه روابط حسنه خواهد شد. به هر حال، لندن بولارد را احضار نکرد تا دوره مأموریتش تمام شد. من تصور میکنم سه بار بولارد را دیدهام: یکبار به طور مبهم به خاطرم میآید که در محوطه کاخ، محمدرضا و بولارد قدم میزدند و صحبت میکردند. دوبار دیگر در میهمانیها بود، بدون آنکه صحبتی داشته باشیم. به نظرم آمد که وی مرد باشخصیتی است و به هیچوجه متملق نیست، به علاوه شاید متکبر و خشن به نظر میرسید. او فرد مسنی بود و رفتار مقامات مستعمراتی بریتانیا را داشت. مسلماً این اخلاق شخصی او بود و برداشت محمدرضا صحیح نبود. در این مدت در رابطه با انگلیسیها مسئله خاصی به نظر من نرسید، یعنی مطلبی نبود زیرا اگر محمدرضا هم به من نمیگفت، پرون که با من بسیار صمیمی بود و آزادانه به سفارت انگلیس میرفت، به طور حتم به من میگفت و این عادتش بود که به من بگوید. به هر حال یا مسئلهای نبود و یا لااقل مهم نبود که مطرح شود.
در اینجا باید تأکید کنم که محمدرضا را انگلیسیها بر تخت سلطنت نشاندند و واسطه آن با ترات، مسئول اطلاعات سفارت انگلیس در تهران، من بودم. به نظر من روابط نامساعد شخصی بولارد با محمدرضا، در حدی که تقاضای احضار او را کرد، هیچ تناقضی با این مسئله ندارد. به تخت نشاندن محمدرضا توسط انگلیسیها به دستگاه اطلاعاتی انگلیس و در همکاری با دستگاههای اطلاعاتی آمریکا و شوروی به طور کامل ارتباط داشت. باید اضافه کنم که در خود سفارت سفیر الزاماً از همه مسائل اطلاعاتی مطلع نیست. بعدها مسئول MI-6 سفارت انگلیس در تهران در یکی از ملاقاتها به من گفت که در سفارت ما گزارشات بخش اطلاعاتی مستقیماً به دستگاه اطلاعاتی در لندن انتقال مییابد، ولی دستور داریم که در مسائل مهم و ضرور سفیر را بیاطلاع نگذاریم. علیرغم این، گاه در گزارشها مینویسیم که در این مورد به نظر میرسد که نباید سفیر را مطلع کنیم، ولی اگر ضرور است که سفیر را مطلع کنیم، اطلاع دهید. این نوع ارتباط در همه سفارتخانهها هست.
- ظهور و سقوط سلطنت پهلوی: خاطرات ارتشبد سابق حسین فردوست، ج ۱، ویراسته عبدالله شهبازی، تهران، انتشارات اطلاعات، 1386، ص 128 – 127.
تعداد بازدید: 11