07 تیر 1405
علاقه شاه به تقویت ارتش بیرون از حساب و منطق و هیچگونه توجه به امکانات و نیازمندیهای مقدم کشور بود. خود او[1] خاطرهای از کنفرانش تهران[2] در جنگ دوم جهانی حکایت کرده که به خوبی گویای شیوه فکر اوست: «... چرچیل و روزولت به دیدن من نیامدند، ولی استالین آمد. موقع ملاقات هم من چون خیلی جوان بودم، با حرارت از نداشتن تانک و هواپیما صحبت و شکایت کردم. قول داد یک رژیمان تانک و یک اسکادران هواپیما، اولی در قزوین و دیگری در مشهد، در اختیارم بگذارد. بعد از رفتن او [از خوشحالی] سر از پا نمیشناختم. ولی بعد از یک ماه سفیر شوروی به ملاقات من آمد و گفت: با کمال میل این اسلحه را در اختیار ما میگذارند، مشروط بر اینکه تا خاتمه جنگ در اختیار [ارتش] شوروی بماند...»[3] (یادداشت 9 دی 1349). به راستی شگفتانگیز است که در آن سالهای جنگ که مردم بدبخت ایران از همه چیز محروم بودند، در تنها فرصتی که شاه پیدا میکند تا با یکی از پرقدرتترین مردان جهان درباره نیازمندیهای مقدم کشور فقیر و عقبماندهاش سخن گوید، گفتوگو فقط از تانک و هواپیماست.
- علم، امیراسدالله، یادداشتهای علم (1347 و 1348): متن کامل دستنوشته امیراسدالله علم، ویرایش و مقدمه علینقی عالیخانی، ج 1، تهران، کتابسرا، چ پنجم، 1390، ص 76
پینوشتها:
[1]. عین نگارش متن اصلی است. (توضیح ویراستار کتابسرا)
[2]. کنفرانس تهران طی جنگ جهانی دوم با شرکت استالین، چرچیل و روزولت در سه روز آخر نوامبر 1943 تشکیل شد.
[3]. این داستان را شاه با کمی تغییر در کتابهای مأموریت برای وطنم و پاسخ به تاریخ آورده است.
تعداد بازدید: 9