24 خرداد 1405
روش حکومت شاه به تدریج نهادهای سیاسی و اداری کشور را ناتوان ساخته بود. گذشته از ارتش و نیروهای امنیتی، سالها بود که شاه نه تنها تعیینکننده سیاست خارجی بود بلکه نقش وزیر امور خارجه را به عهده داشت. از آغاز دهه 1340 (1960) به استثنای چند سالی که اردشیر زاهدی، دوست شخصی او، وزیر خارجه شد و کار خود را جدی گرفت، دو وزیر خارجه دیگر این دوران، در برخی از مسائل خارجی نه در جریان کار قرار میگرفتند و نه احیاناً از فرجام آن آگاهی داشتند. در زمینه سیاست نفتی نیز شاه مسئولیتها را آنچنان پراکنده کرده بود که سرنخها را صرفاً خود او در دست داشت و از وزارت دادگستری نیز هرگز دل خوشی نداشت و گذشته از مداخله ناروا در امور قضایی، سازمان شاهنشاهی را مرجع تازهای برای نظارت بر سازمانهای دولتی و رسیدگی به شکایات مردم کرد.
در ارتش نیز همین پراکندگی مسئولیت وجود داشت. وزارت جنگ هیچگونه نقش اختیاری در نظارت بر نیروهای مسلح نداشت. نیروهای سهگانه، بیمداخلهی رئیس ستاد بزرگ ارتشتاران، فرمان خود را از شاه میگرفتند. گارد شاهنشاهی نیز تابع هیچیک از سازمانهای ارتش نبود و مستقیماً زیر نظر شاه قرار داشت. دستگاه اداری دولت روز به روز ناهماهنگتر میشد... این مداخله شاه در جزئیات امور اجرایی، افراد دلسوز و اصولی را در شرایط ناراحتکنندهای قرار میداد و میبایست یا با تصمیم ناروا بسازند و یا اینکه شهامت به خرج داده و واقعیت را به شاه بیان داشته و رأی او را تغییر دهند. روشن است که چنین از خودگذشتگی را نمیشد از همه انتظار داشت. در نتیجه انضباط اداری و پیروی از سیاست اصولی به تدریج معنای خود را از دست داده بود.
_ علم، اسدالله، یادداشتهای علم: متن کامل دستنوشته امیرسدالله علم، ویرایش علینقی عالیخانی، ج 6 (1355 – 1356)، تهران، کتابسرا، چ دوم، 1390، ص 11 و 12.
تعداد بازدید: 11