انقلاب اسلامی :: این مطالب را ضبط کن

این مطالب را ضبط کن

18 بهمن 1404

برای دیدن دایی‌هایم به دزفول رفتم. همیشه این شهر را دوست داشتم و وقتی وارد آن می‌شدم حس و حال خوبی پیدا می‌کردم. عصر روزی که وارد این شهر شدم، از وضعیت ظاهری شهر معلوم بود که مردم دزفول حسابی در میدان درگیری هستند و رژیم هم از نفس افتاده است. از خاطرات خوبم در این سفر، آشنا شدنم با یکی از جوان‌های متدین و انقلابی شهر دزفول به نام آقای محمدرضا سنگری بود. در نزدیکی منزل پدربزرگم، حسینیه‌ای به نام صاحب‌الزمان بود که محل پاتوق جوانان مبارز بود که آقای سنگری هم منزلشان در همان حوالی بود.

شب‌ها مردم روی پشت‌بام منزلشان می‌رفتند و علیه رژیم شعار می‌دادند. یک شب همراه دایی‌هایم مثل همه مردم روی پشت‌بام رفتیم و با بلندگویی که تهیه کرده بودند شعارهای ضدشاه می‌دادیم. در آن زمان آقای سنگری چون استعداد شعر و شاعری داشت، مطالبی را با استفاده از احادیث و روایات به من می‌داد و می‌گفت: «تو باید این‌ها را بخوانی.»

ـ این‌ها را کجا باید بخوانم؟

ـ بخوانی و آن‌ها را در یک کاست ضبط کنی.

ـ ضبط چرا؟

ـ تا آن‌ها را شب‌ها از ضبط صوت در بلندگو پخش کنیم.

ـ یعنی بهتر از صدای زنده است؟

ـ حتماً بهتر است.

آن روزها کار من شده بود ضبط این مطالب و شب‌ها پخش کردن آن از طریق بلندگو.

 

_ حماسه خوان خمینی، خاطرات حاج صادق آهنگران از انقلاب اسلامی و دفاع مقدس به ضمیمه یادداشت، محمدمهدی بهداروند، انتشارات جمکران، 1402، ص 62.



 
تعداد بازدید: 4


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: