انقلاب اسلامی :: ربوده‌شدن دیپلمات‌های ایرانی در لبنان

ربوده‌شدن دیپلمات‌های ایرانی در لبنان

06 فروردین 1405

احمد ساجدی

14 تیر ۱۳۶۱ سه نفر از دیپلمات‌های جمهوری اسلامی ایران در لبنان در حالی که از سوی پلیس آن کشور محافظت می‌شدند، در مدخل شمال غربی بیروت ربوده شدند. این اشخاص به نام‌های سیدمحسن موسوی[1]، احمد متوسلیان[2] و تقی رستگار مقدم[3]، به همراه یکی از عکاسان خبرگزاری ایرنا به نام کاظم اخوان[4]، با خودرو سفارت، در مسیر طرابلس به بیروت در حال حرکت بودند که توسط شبه‌نظامیان مسلح حزب راستگرای مسیحی لبنان موسوم به «کتائب» ربوده شدند. زبایندگان این افراد را به یکی از مقرهای جنگی حزب کتائب انتقال دادند.[5]

در آن زمان هرج و مرج سیاسی بر لبنان حاکم بود. ۱۶ خرداد ۱۳۶۱ نیروهای رژیم صهیونیستی خاک لبنان را مورد تعرض زمینی و هوایی قرار داده و تا شهر بیروت پایتخت این کشور پیشروی کرده بودند. دولت «الیاس سرکیس» در آستانه سقوط بود و مارونی‌های حزب کتائب با حمایت اسرائیل، خود را برای عهده‌داری زمام امور در لبنان آماده می‌کردند.

 ۴۵ روز پس از این گروگانگیری دولت «الیاس سرکیس» در لبنان سقوط کرد و حزب کتائب به رهبری «بشیر جمیل» به قدرت رسید.[6] او تنها سه هفته حکومت کرد و سپس در ۲۴ شهریور همان سال ترور شد و جای خود را به برادرش «امین جمیل» داد.[7]

در پی حادثه گروگان‌گیری دیپلمات‌های ایرانی، شورای عالی دفاع به ریاست آیت‌الله خامنه‌ای رئیس جمهوری اسلامی ایران تشکیل جلسه داد و قرار شد بخشی از تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله به اتفاق تیپ ۵۸ تکاور ذوالفقار نیروی زمینی ارتش، برای جنگ با قوای متجاوز صهیونیستی عازم لبنان شوند. این دو مجموعه باید در قالب یک تشکل واحد رزمی با نام «قوای محمد رسول‌الله» به فرماندهی حاج احمد متوسلیان ابتدا به سوریه می‌رفتند تا از آنجا راهی لبنان شوند.[8]

 در پی این تصمیم، آیت‌الله خامنه‌ای طی پیامی به حافظ اسد رئیس‌جمهور سوریه، آمادگی ایران را برای اعزام نیروی نظامی به جبهه نبرد با اسرائیل اعلام کرد.[9]

پیش از اجرای این تصمیم، هیئتی با شرکت وزیر دفاع، فرمانده کل سپاه پاسداران، فرمانده نیروی زمینی ارتش، و فرمانده لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله در ۱۷ خرداد برای بررسی چگونگی کمک به مقاومت مردم لبنان در برابر ارتش رژیم صهیونیستی به سوریه رفتند. آنها دو جلسه با حافظ اسد، و جلساتی هم با وزیر دفاع و رئیس ستاد ارتش سوریه برگزار کردند. پس از این مذاکرات، دولت سوریه اردوگاهی به نام پادگان «زُبدانی» را در اختیار قوای ایران گذاشت.[10]

 اولین گروه از این نیرو در غروب روز شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۶۱ وارد فرودگاه دمشق شد.[11] احمد متوسلیان نیز در اواخر خرداد راهی سوریه شد تا راه‌های عملی کمک به مردم لبنان علیه حمله اسرائیل را از نزدیک بررسی کند.[12]

در پی اجرای این تصمیم، دولت اسرائیل، اعلام آتش‌بس یکطرفه کرد که اولین گام برای عقب‌نشینی آنها بود.[13]

 امام خمینی که از طریق مسئولان سیاسی و فرماندهان ارشد نظامی در جریان این تحولات قرار گرفته بودند، هشدار دادند که اقدام اسرائیل در حمله به لبنان، دسیسه‌ای است تا ایران را از مسئله اصلی‌اش یعنی جنگ با رژیم جنگ‌افروز صدام بازدارد.[14]ایشان خطاب به فرمانده سپاه و سرهنگ صیاد شیرازی که برای تهیه گزارشی از این اقدامات نزد وی رفته بودند، فرمودند: «این نیروهایی که بُردید آنجا، اگر خون از دماغشان بیاید، من مسئولیتش را قبول نمی‌کنم. بگویید سریع برگردند.»[15]

31 خرداد 1361، امام طی سخنانی در جمع ائمه جماعات و وعاظ تهران و قم، استراتژی دفاعی کشور برای ادامه جنگ را با فرمول معروف «راه قدس از کربلا می‌گذرد» ترسیم کردند.[16] و فرمودند: «بگین‌‎ را وادار‌‎ ‎‌کردند به اینکه تو حمله کن به لبنان، ایران حساسیت نسبت به او‌‎ ‎‌دارد و همه قوایش را متمرکز می‌کند در اینکه او را از بین ببرد. و اگر ایران از جنگ عراق‌‎ ‎‌غافل بماند، عراق کار خودش را انجام می‌دهد و ایران در اینجا هم نمی‌تواند کاری بکند.[17]

 پس ازسخنرانی امام، جمهوری اسلامی ایران در نقشه نظامی خود نسبت به لبنان، تجدیدنظر کرد.[18]

روند بازگشت نیروهای اعزامی به ایران آغاز شد و جمع کثیری از نیروهای اعزامی طی چند پرواز از دمشق به تهران انتقال یافتند. «تنها کادرهای ستادی و عملیاتی تیپ 27 در سوریه و بخشی از بقاع لبنان حضور داشتند و حاج احمد متوسّلیان به اتفاق محمدابراهیم همّت، درصدد تدوین جدول زمان‌بندی شده، برای مراجعت تدریجی آنها به ایران بودند.»[19]

سوم تیر وقتی متوسلیان برای رائه گزارش از دمشق به تهران آمد، به او ابلاغ شد که آخرین نیروهای ایران نیز باید از سوریه و لبنان خارج شوند و تنها تعدادی برای آموزش بمانند. متوسلیان با این دستور به دمشق بازگشت و پس از آن باقی‌مانده نیروهای ایرانی عازم تهران شدند. اما خود متوسلیان و چند نیروی دیگر در پادگان «زبدانی» باقی ماندند. زیرا به سیدمحسن موسوی کاردار ایران در لبنان که در آن زمان در دمشق به سر می‌برد، اطلاع داده شد که بیروت محاصره شده و ساختمان سفارت ایران در آن شهر در معرض خطر است. از این‌رو موسوی از متوسلیان خواست که برای تخلیه اسناد موجود در سفارتخانه وی را همراهی کند.[20]

پیش از ظهر روز 14 تیر 1361 سه نفر از کارکنان سفارت ایران در لبنان به نام‌های آقایان: محسن موسوی (کاردار)، احمد متوسلیان (وابسته نظامی و فرمانده تیپ 27 محمد رسول‌الله تهران) و تقی رستگار مقدم (کارمند فنی سفارت و مسوول واحد آموزش تیپ ۲۷) به همراه کاظم اخوان (عکاس خبرگزاری ایرنا)، در مسیر عبور از طرابلس به بیروت بودند. چون بیروت در محاصره نیروهای اسرائیلی قرار داشت ‌اتومبیل آنان از راه «بعلبک» رهسپار «‌زغرتا» شده و در آنجا متوقف شدند. سپس از این شهر با خودروی ژاندارمری لبنان به راه خود ادامه دادند تا اینکه در ساعت 13:30 همان روز به منطقه «برباره»، واقع در شمال بیروت که محل استقرار نیروهای فالانژ بود، رسیدند و در یکی از پست‌های بازرسی به دست عده‌ای از همین نیروها ربوده شدند. شواهد موجود، حکایت از آن دارد که نیروهای فالانژ به سرکردگی «ایلی حبیقه» و شبه‌نظامیان مارونی حزب کتائب به رهبری «سمیر جعجع»، این چهار نفر را ربودند و سپس تحویل صهیونیست‌ها دادند.[21]

این حادثه در 40 کیلومتری بیروت اتفاق افتاد. در آن زمان، دیپلمات‌های ایرانی در محافظت پلیس مسلح لبنان، و صاحب گذرنامه‌های دیپلماتیک بودند. 24 ساعت بعد از این اقدام، فقط افراد گارد لبنانی حفاظت هیئت ایرانی، آزاد شدند و 4 ایرانی در بند ماندند.[22] این هیئت از آن تاریخ تاکنون در اسارت به سر می‌برند.

«سمیر جعجع» مدعی است که این افراد پس از دستگیری (بدون آنکه تحویل اسرائیل شوند) توسط افراد او کشته شده‌اند. حال آنکه بر اساس شواهد و مستنداتی که مسئولان ایران بارها ارائه کرده‌اند، دیپلمات‌های ایرانی تحویل نیروهای رژیم صهیونیستی شده‌اند.[23]

 دقایقی بعد از این حادثه، رادیو اسرائیل اعلام کرد: «ژنرال احمد متوسلیان، طراح عملیات فتح‌المبین و بیت‌المقدس، در پست بازرسی برباره به‌اسارت گرفته شده است.»[24]

حسین دهقان (وزیر دفاع وقت ایران) نیز در سوم خرداد ۱۳۹۵ اعلام کرد: «سردار احمد متوسلیان و دیپلمات‌های ربوده شده ایرانی زنده‌اند و در اسارت اسرائیل هستند.» پیش از آن نیز غضنفر رکن‌آبادی سفیر اسبق ایران در لبنان از زنده بودن دیپلمات‌های ایرانی خبر داده بود.[25]

طی سال‌های گذشته خبرهای متعددی از انتقال ربوده‌شدگان به زندان‌های مختلف مانند زندان «گوستا» در منطقه عجلتون، «دیر قطاره» در کوهستان‌های شرق منطقه جبیل، زندان «اوپرلی» در نزدیکی جونیه، زندان «لقلوق» که قبلاً جزو کشور لبنان بوده و اکنون توسط اسرائیل تصرف شده، به دست آمده است.[26]

با وجود اقدامات متعدد جمهوری اسلامی برای آزادسازی دیپلمات‌‌ها طی چهار دهه اخیر، هنوز اطلاع دقیقی از سرنوشت این افراد وجود ندارد. در این سال‌ها خانواده‌های دیپلمات‌های ربوده‌شده انجمنی با عنوان «انجمن حمایت از دیپلمات‌های ربوده‌شده ایرانی» تأسیس کردند تا بتوانند سرنوشت آن‌ها را با روش‌های حقوقی پیگیری کنند. دبیرکل این انجمن سیدرائد موسوی فرزند سیدمحسن موسوی است. دولت لبنان نیز سال‌هاست که یک «کمیته حقیقت‌یاب» برای بررسی این موضوع و دستیابی به اطلاعات، تشکیل داده که تاکنون هیچ نتیجه روشنی از بررسی‌های آن انجمن و این کمیته حاصل نشده است.[27]

امیرسعید ایروانی سفیر و نماینده دائم ایران در سازمان ملل متحد روز شنبه 14 تیر 1404 و در چهل‌و‌سومین سالروز این آدم‌ربایی، طی جدیدترین نامه خود به «آنتونیو گوترش»، دبیر کل سازمان ملل، جنایات و راهزنی‌های رژیم صهیونیستی را تشریح کرد و سپس خواستار تشکیل کمیسیون ویژه‌ای تحت نظارت دبیرکل، جهت تحقیق درباره این ربایش و تعیین سرنوشت دیپلمات‌های ایرانی شد.[28]

 

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1]. سیدمحسن موسوی اول فروردین ۱۳۳۵ در تهران متولد شد. دانشجوی رشته برق دانشگاه تهران بود. شیفته امام خمینی بوده و تکثیر و پخش مخفیانه اعلامیه‌های امام، کمک به خانواده زندانیان سیاسی و سازماندهی افراد برای مبارزه با رژیم شاه، از عمده‌ترین فعالیت‌هایش در دانشگاه تهران بود. این سابقه سبب دستگیری او توسط ساواک و محروم کردن وی از ادامه تحصیل و اخراج از دانشگاه شده بود. محسن پس از آزادی، ناگزیر شد با همسر خود از کشور خارج و رهسپار آمریکا شود. او در آمریکا به شدت تلاش می‌کرد از مجاهدین خلق فاصله بگیرد. وی و همسرش در کلاس درس با دانشجویان صهیونیست نیز درگیری داشتند. آنان در ۱۳۵۸ به ایران بازگشتند و محسن در بخش حراست فرودگاه مشغول به کار شد. در همان سال تحت پوشش یک گروه دانشجویی همراه با مصطفی چمران به دعوت شیعیان لبنان عازم آن کشور شد. در بازگشت، وارد وزارت خارجه شد و مدتی بعد کاردار سفارت ایران در لبنان بود. در این سمت یک بار از یک سوء‌قصد عوامل رژیم صدام جان سالم به در برد. (خبرگزاری تابناک: «سیدمحسن موسوی کیست؟»، تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۳۸۹، کد خبر: ۱۰۷۴۰۲؛ مصاحبه با مریم مجتهدزاده همسر سیدمحسن موسوی، مشرق نیوز، تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۳ ، کد مطلب: 329015).

[2]. احمد متوسلیان 15 فروردین 1332 در تهران متولد شد. در ۱۳۵۴ به دلیل فعالیت‌های سیاسی علیه رژیم پهلوی توسط ساواک دستگیر و ۵ ماه در زندان فلک‌الافلاک خرم‌آباد زندانی بود. سال ۱۳۵۶ در قم و تبریز نقش رابط و هماهنگ‌کننده تظاهرات را در محلات جنوبی تهران بر عهده داشت. پس از پیروزی انقلاب مسئولیت تشکیل کمیته انقلاب اسلامی محله خویش را عهده‌دار شد و پس از تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به این نهاد پیوست. اسفند ۱۳۵۷ در پی ناآرامی‌های کردستان، داوطلبانه به آن منطقه رفت و در اوایل خرداد ۱۳۵۹ مسئولیت سپاه مریوان را عهده‌دار شد. سال ۱۳۶۰ پس از بازگشت از مراسم حج، با حکم محسن رضایی (فرمانده کل سپاه) به فرماندهی تیپ محمد رسول‌الله، منصوب شد. سپس به همراه این تیپ راهی جبهه‌های جنوب شد. در جریان آزادسازی خرمشهر در سوم خرداد ۱۳۶۱ از فرماندهان اصلی عملیات بیت‌المقدس بود. او به «جاویدالاثر» شهرت یافته است. ((نوید شاهد، حاج احمد متوسلیان یزدی؛ فرمانده لشکر 27 محمد رسول‌الله، تاریخ نشر: 21 تیر 1396،  کد خبر: ۴۰۵۸۹۷؛ روزنامه ایران، شنبه ۵ تیر ۱۳۹۵: «سرداری که بردل‌ها فرماندهی می‌کرد»، کد مطلب: ۶۲۴۶؛ خبرگزاری صدا و سیما، سردار جاوید نشان، حاج احمد متوسلیان، کد خبر: ۲۱۶۹۴۲۹؛ پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز بررسی اسناد تاریخی: بخش مقالات: «جاوید‌الاثر سردار حاج احمد متوسلیان»).

[3]. تقی رستگار مقدم در بهمن ۱۳۳۸ در محله چهارمردان قم متولد شد. تحصیلات خود را در زادگاهش به پایان رساند و سپس وارد فعالیت‌های سیاسی شد. پس از پیروزی انقلاب برای مبارزه با فتنه‌انگیزی‌های عناصر ضدانقلاب کردستان به مریوان و بانه رفت و در آنجا با احمد متوسلیان آشنا شد. او یکی از مسئولان نظارت بر همه‌پرسی 12 فروردین 1358 بود. در رشته عملیات‌های محمد رسول‌الله، فتح‌المبین و بیت‌المقدس در کنار متوسلیان حضور داشت و پس از تشکیل لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله توسط متوسلیان، مسئولیت واحد آموزش تاکتیکی این لشکر را بر عهده گرفت.(خبرگزاری دفاع مقدس: «یوسف‌های ایرانی در چنگال رژیم صهیونیستی»، تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۳۹۴، کد خبر: ۴۹۲۲۷؛ «آیا 38 سال چشم انتظاری مردم قم به سر خواهد آمد؟»، شبکه اطلاع‌رسانی راه دانا؛ به نقل از:  «قم فردا»، تاریخ نشر: شنبه ۱۴ تیر ۱۳۹۹، کد خبر: 1623482).

[4]. کاظم اخوان سال 1338در یکی از محلات قدیمی اطراف حرم امام رضا(ع) در مشهد متولد شد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را با اخذ دو دیپلم طبیعی و ریاضی در زادگاه خود به پایان رساند. با شروع جنگ به ستاد جنگ‌های نامنظم پیوست. در کنار مصطفی چمران در بیش از هفتاد عملیات و نبرد خطرناک به عنوان یک عکاس رزمنده با دوربین عکاسی و فیلمبرداری حاضر بود. در اولین نمایشگاه بزرگ عکس جنگ در سومین سالگرد انقلاب که در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، و در آن ۷۵ عکاس حرفه‌ای و مبتدی شرکت داشتند، مقام اول را کسب کرد. همچنین تعدادی از آثار او در ویژه‌نامه‌ها منتشر و توسط ستاد تبلیغات جنگ در ۲۲ بهمن ۱۳۶۱ به چاپ رسید. بیشترین عکس‌های او در کتاب «دفاع علیه تعرض» منتشر شده است. او لحظات تاریخی و حساسی از فتح خرمشهر را ثبت کرده است. (خبرگزاری مهر: «پس از گذشت 23 سال هنوز سرنوشت کاظم اخوان پدیده عکاسی جنگ در هاله‌ای از ابهام قرار دارد»، تاریخ نشر: ۸ مهر ۱۳۸۴).

[5]. روزنامه اطلاعات، 15 تیر 1361، ش 16763، ص 1 و 2.

[6]. روزنامه اطلاعات ۲ شهریور ۱۳۶۱، ش 16802، ص ۱۲.

[7]. روزنامه اطلاعات ۲۴ شهریور ۱۳۶۱، ش 16820، ص ۱.

[8]. بهزاد، حسین و بابایی، گل‌علی، همپای صاعقه، تهران، سوره‌ مهر، 1379، ص 762.

[9]. روزنامه اطلاعات 17 خرداد ۱۳۶۱، ش 16740، ص 1 و 2 ؛ روزنامه جمهوری اسلامی 17 خرداد 1361، ش 874، ص 1 و 29.

[10]. علایی، حسین، تاریخ تحلیلی جنگ ایران و عراق، ج 1، تهران، انتشارات مرزوبوم، 1395، ص 515.

[11]. بهزاد، همان، ص 776.

[12]. خبرگزاری تسنیم: «بازخوانی خاطرات ولایتی»، تاریخ نشر: 14 تیر 1401، به نقل از کتاب: «آن سوی دیپلماسی»، نوشته: دکتر علی‌اکبر ولایتی، ج اول (1361-1360).

[13]. بابایی، گل‌علی، «در هاله‌ای از غبار»، تهران، صاعقه، 1391، ص 163؛ خبرگزاری تسنیم: «ناگفته‌هایی از اعزام قوای محمد رسول‌الله»، تاریخ نشر: ۲۱ خرداد ۱۳۹۷.

[14]. بابایی، گل‌علی، همان، ص 181.

[15]. علایی، همان، همان ص .

[16]. بابایی، گل‌علی، همان، ص 200.

[17]. صحیفه امام، ج 16، ص 393.

[18]. بابایی، گل‌علی، همان، ص 190 و 191.

[19]. خبرگزاری تسنیم: «ناگفته‌هایی از اعزام قوای محمد رسول‌الله»، همان.

[20]. دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، تهران، سوره مهر، 1394، ج 3، ص 266.

[21]. خبرگزاری تابناک: «سیدمحسن موسوی کیست؟»، تاریخ انتشار: ۱۳ تیر ۱۳۸۹، کد خبر: ۱۰۷۴۰۲.

[22]. روزنامه اطلاعات، 15 تیر 1361، ش 16763، ص 1 و 2.

[23]. پایگاه اطلاع‌رسانی مرکز اسناد انقلاب اسلامی: بخش مقالات: «ربوده شدن دیپلمات‌های ایرانی در لبنان توسط صهیونیست‌ها»، کد خبر: 216.

[24]. پرتال امام خمینی: «ماجرای ربایش دیپلمات های ایرانی در لبنان»، تاریخ نشر: 15 تیر 1400، کد مطلب: ۱۸۱۷۱۴.

[25]. خبرگزاری تابناک: «وزیر دفاع: سردار احمد متوسلیان زنده است»، کد خبر: ۵۹۱۴۲۹ ، تاریخ انتشار: ۳ خرداد ۱۳۹۵.

[26]. دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، همان، ص 267.

[27]. پرتال امام خمینی، همان.

[28]. خبرگزاری صدا و سیما: «نامه ایران به سازمان ملل درباره ربایش ۴ دیپلمات ایرانی»، تاریخ انتشار: ۱۴ تیر ۱۴۰۴، کد خبر: ۵۵۱۱۲۵۳.



 
تعداد بازدید: 19


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: