26 بهمن 1404
احمد ساجدی
از زمان کشف و خنثیسازی کودتای «نقاب» (نوژه) در ۱۹ تیر ۱۳۵۹،[1] تا زمان کشف و خنثیسازی کودتای صادق قطبزاده و بازداشت وی در ۱۷ فروردین ۱۳۶۱[2] در یک دوره ۲۱ ماهه، چهار شبکه برانداز در داخل کشور شناسایی و متلاشی شدند. این شبکهها با راهنمایی و حمایت سازمانهای اطلاعاتی بیگانه سرگرم تلاش برای انجام کودتاهای جدید علیه انقلاب و نظام جمهوری اسلامی بودند و با یکدیگر ارتباطهای تشکیلاتی داشتند.
این شبکهها در شرایطی شروع به فعالیت کرده بودند که جمهوری اسلامی ایران با چند جبهه دیگر درگیر بود: جنگ تحمیلی رژیم بعث عراق، شرارت و فتنهانگیزی گروههای ضدانقلاب و تجزیهطلب در شمال، غرب و جنوب کشور، ترورهای کور یا سازمانیافته علیه مردم و مسئولان در تهران و شهرستانها، تحریم اقتصادی و....
سازمان «پارس»
اولین گروه برانداز در مدت زمان مذکور سازمانی به نام «پارس» مخفف «پاسداران رژیم سلطنتی» بود. این گروه از حمایت همهجانبه سیاسی، مالی و تبلیغی سرمایهداران سلطنتطلب در داخل و خارج کشور برخوردار بود. سال ۱۳۵۹ اعضای این سازمان در ارتباط با چند بمبگذاری در تهران دستگیر شده بودند. اما در طول بازجوییها، توطئه آنان برای انجام کودتا کشف شده بود. «آرمین» مشهور به «آرش» رهبری این سازمان را بر عهده داشت و اسفندیاری، شاهین، شکیبی، و مهاجری اعضای اصلی آن بودند.[3]
گروه «پارس» برای بازگرداندن رژیم سلطنتی به کشور تلاش میکرد و از طرف خانواده محمدرضا پهلوی نیز حمایت مالی میشد.[4] نام «پارس» را افراد خانواده پهلوی بر این سازمان گذاردند. بدین معنی که آرمین (آرش) از طریق تیمسار علاء از نظامیان رژیم پهلوی در مصر موفق به تماس با خانواده پهلوی شد و در آنجا بود که گروه «پارس» را تشکیل داد.[5]
اعضای این گروه طی سال ۱۳۶۰ محاکمه و به دلیل دستداشتن در بمبگذاریهای متعدد و ارتباط با خاندان پهلوی اعدام شدند. هنگام انجام بازجوییها و محاکمات آنان، رابطه میان اعضای این گروه با گروه دیگری به نام سازمان «نمارا» کشف شد.[6]
سازمان «نمارا»
سازمان «نمارا» دومین گروه سیاسی برانداز بود که رهبری آن را سرتیپ «احسانالله پزشکپور» (برادر محسن پزشکپور بنیانگذار حزب پانایرانیست) بر عهده داشت. احسانالله در اوایل انقلاب فرماندهی پادگان مهاباد را عهدهدار بود و در جریان فعالیتهای تجزیهطلبانه احزاب ضدانقلاب کُرد، پادگان را بدون مقاومت جدی، به آنان واگذار کرد.[7] پس از این واقعه، پزشکپور بازنشست شد و در دوران بازنشستگی با برخی دیگر از افسران ارتش مانند سرتیپ «معین زند» کودتایی را طراحی کرد که در آذر 1358 فاش و عوامل آن دستگیر شدند. این اولین کودتایی بود که در دوران حاکمیت جمهوری اسلامی شکل میگرفت. اما چون در مراحل اولیه بود، رسانهای نشد و با عوامل آن نیز برخورد جدی صورت نگرفت. در نتیجه احسانالله پزشکپور آزاد شد و یک شبکه گستردهتر برای انجام کودتا به نام «نمارا» تشکیل داد.
احسانالله در پی دستگیریهای روزهای آغازین فروردین ۱۳۶۱ از کشور خارج شده و به اسپانیا گریخت.[8] سایر اعضای این گروه شامل سرهنگ رضازاده (رهبر گروه)، سرهنگ صیرفی، مهندس فروغی، و افراد دیگری با اسامی رحیمی، امیر طهماسب، لطف نوعی، دیدهور، صباح، و خشایار به اتهام فعالیتهای براندازی دستگیر شده و بعد مشخص شد که آنان همگی از جمله کسانی بودند که در کودتای «نقاب» نیز کم و بیش نقش داشتند.[9]
سازمان «نمارا» از حمایت رژیم صهیونیستی برخوردار بود[10] و برنامهها و طرحهای براندازی خود را با آن رژیم هماهنگ میکرد.[11]
سازمان «نیما»
با دستگیری ۲۵ نفر از اعضای فعال گروه «نمارا» و بازجویی و محاکمه آنها، ارتباط این عده با تشکیلات سومی به نام «نیما» کشف و مشخص شد که بعضی از افراد این گروهها مشترکاً با سازمانهای یکدیگر همکاری متقابل داشتهاند. برای مثال «کریم امیرفرزان» عضو گروه «نیما» با شبکه «پارس» نیز همکاری داشت و این نشان از ارتباط و هماهنگی آنها در اقدامات براندازانه بوده است.[12]
رهبری گروه برانداز «نیما» را منوچهر شایگان عهدهدار بود. این سازمان از طرف «جبهه ملی» حمایت میشد و برای بازگرداندن عناصر آزادیخواه و متمایل به جبهه ملی تلاش میکرد. اعضای مهم این شبکه نیز عبارت بودند از:
منوچهر شایگان، دهقان آذر، منوچهر سلوکی، پورموسی، شریفزاده، جهانگیر درویش، افشار، باقری و کریم امیرفرزان[13]
اعضای این شبکه به موفقیت طرح براندازی خود اطمینان داشته و کابینه خود را قبل از به قدرت رسیدن تشکیل داده بودند. در این کابینه سرهنگ دهقان آذر نخستوزیر، منوچهر سلوکی وزیر پست و تلگراف و تلفن، شریفزاده وزیر نفت، افشار وزیر کشاورزی، باقری وزیر بهداری، کوروس صدری رئیس سازمان اطلاعات و امنیت کشور، دکتر جهانگیر درویش وزیر امور خارجه، و کریم امیرفرزان مسئول تبلیغات بود. امیرفرزان قرار بود پس از موفقیت در انجام کودتا در تلویزیون ظاهر شود و خبر آن را به اطلاع مردم برساند.[14]
سازمان «نیما» از طریق کریم امیرفرزان با چهارمین گروه برانداز یعنی گروه تحت مدیریت صادق قطبزاده نیز ارتباط داشت.[15] اعضای «نیما» عموماً در اسفند سال ۱۳۶۰ دستگیر شدند.[16]
سازمان «نجات انقلاب ایران»
چهارمین گروه برانداز با نام «سازمان نجات انقلاب ایران» تحت مدیریت صادق قطبزاده فعالیت میکرد. در میان اعضای این گروه که قصد انجام کودتای خونین در کشور را داشتند، بعضی نظامیان بلندپایه نیز همکاری میکردند:
سرهنگ ابوالقاسم محمد حسینی رئیس اداره یکم ارتش، سرهنگ نجفی معاون اداره یکم ارتش، حسین شاهویسی (استاندار کردستان در دولت موقت و سفیر ایران در یونان در زمان ریاست جمهوری بنیصدر)، جواد خدایی از زمینداران بزرگ لرستان و زندی از خانهای لرستان، از اعضای مؤثر «سازمان نجات انقلاب ایران» بودند. این عده از طریق سیدمهدی مهدوی (روحانینما) و احمد عباسی (داماد سیدکاظم شریعتمداری) با بیت نامبرده در قم نیز در ارتباط بودند و مراحل کودتا را به اطلاع او میرساندند.[17]
«سازمان نجات انقلاب ایران» از طریق «ویکتور ایل آلون» عضو جامعه سوسیالیستهای فرانسه کمکهای مالی اروپاییها را نیز دریافت میکرد. جامعه سوسیالیستهای فرانسه همچنین به افراد سازمان مذکور قول داده بود به محض پیروزی کودتای آنان، هواپیماهای زیادی حامل کمکهای غذایی و خواروبار از اروپا ارسال خواهد کرد تا مردم ایران کاملاً از وضع جدید راضی باشند.[18]
«ایل آلون» همچنین تأمینکننده اسلحه مورد نیاز سازمان مزبور نیز بود. اما دریافتکننده کمکهای مالی اروپا در شبکه تحت نظارت قطبزاده یک نظامی بلندپایه بود که به دلیل اعتقاد پنهانی به نظام جمهوری اسلامی مرحله به مرحله گزارش دریافت پولها را به دادگاه انقلاب اسلامی ارتش گزارش میکرد. علاوه بر این بعضی نظامیانی که پول گرفته بودند تا در عملیات کودتا شرکت کنند، پنهانی با دادگاه انقلاب ارتش نیز در ارتباط بودند.[19] طرحی که قطبزاده در «سازمان نجات انقلاب ایران» دنبال میکرد براندازی نظام و از میان بردن سران حکومت ازجمله امامخمینی بود.[20]
ارتباط چهار گروه با «سیا»
نکته مهم در فعالیت این چهار گروه، ارتباط همه آنها با قطبزاده بوده است. قطبزاده از طریق فردی به نام مهاجری با گروه پارس، از طریق فردی به نام امیر ابراهیمی (استاندار کهگیلویه و بویراحمد در دوران پهلوی) با گروه شاپور بختیار در فرانسه، و از طریق کریم امیرفرزان و سرهنگ دهقان آذر با گروه «نیما» در تماس و ارتباط بود.[21] همچنین وی از طریق احمد عباسی (داماد سیدکاظم شریعتمداری) با مشارٌالیه، و از طریق نمایندگان دیگری با سازمان مجاهدین خلق و حزب رنجبران تماس داشته است.[22]
بر اساس نموداری که حجتالاسلام محمد محمدی ریشهری رئیس وقت دادگاههای انقلاب ارتش در روز دوشنبه ۳۰ فروردین ۱۳۶۱ در جریان مصاحبه مطبوعاتی و رادیو تلویزیونی خود به خبرنگاران ارائه کرد، سازمان «سیا» با هر چهار تشکل برانداز مذکور در ارتباط بوده است: با گروه «پارس» از طریق خانواده پهلوی، با گروه «نمارا» از طریق رژیم صهیونیستی، با گروه «نیما» از طریق جبهه ملی و با گروه «نجات انقلاب ایران» از طریق جامعه سوسیالیستهای فرانسه.[23]
سرنوشت رهبران کودتا
پس از افشای اسرار کودتای «سازمان نجات انقلاب ایران»، صادق قطبزاده و سیدکاظم شریعتمداری در محافل سیاسی و مطبوعاتی به عنوان رهبران سیاسی و مذهبی کودتا شناخته شدند.
الف: قطبزاده
تعدادی از مسئولین کشور نظرشان این بود که قطبزاده از این مهلکه نجات داده شود. بدین ترتیب که به اطلاع او رسانده شود که دستگاه اطلاعاتی کشور از همه اقداماتش خبر دارد. سپس از او بخواهند در یک برنامه تلویزیونی شرکت کند و ابعاد توطئه را تشریح نماید و خود را تبرئه نماید و این اقدام زمینه نجات وی شود. اما بعد از عملیات «طریق القدس» (آذر ۱۳۶0)، قطبزاده پیشنهادهای تندی از قبیل ترور فرمانده نیروی زمینی و اعضای شورای عالی دفاع را مطرح نمود و از همکاران خود به طور جدی خواست که ترورها را به مرحله اجرا درآورند. مهمتر از همه، تأکید وی بر ترور امام خمینی بود. طبق نوارهایی که از جلسات محاکمات قطبزاده به دست آمد، مقارن با پیروزیهای به دست آمده در عملیات «طریقالقدس» او بر اجراییشدن طرح ترور امام سخت پافشاری کرده و امکاناتی از قبیل منزل، و مبلغ 750 هزار تومان پول در این رابطه اختصاص داده بود.[24]
پس از این پیشنهادات، قطبزاده و گروهش کار خود را آغاز کرده و تصمیم گرفتند خانه «شاه ویسی» عضو دیگر گروه خود در جماران را در اختیار بگیرند و عملیات خود را از آنجا علیه بیت امام آغاز کنند. از این رو «طرح نجات قطبزاده» منتفی شد.[25]
صادق قطبزاده در 17 فروردین 1361 همراه با احمد عباسی داماد سیدکاظم شریعتمداری، جواد مناقبی و مهدی مهدوی بازداشت شدند.[26] قطبزاده طی سه جلسه محاکمه در دادگاه به جرائم خود و گروه تحت فرمانش از جمله تلاش برای براندازی نظام، ارتباط با جریانهای کمونیستی و نیروهای ضدانقلاب، همکاری با چند گروه نظامی غیرقانونی، فرستادن نماینده به عربستان و درخواست سلاح از خارج، برنامهریزی برای منهدمکردن بیت امامخمینی و ترور ایشان و تسخیر مرکز سپاه و کمیتهها و رادیو و تلویزیون، اقدام به آزادی اصغر مهاجر یکی از بمبگذاران گروه «پارس» و اقدام به آزادی یکی از افراد سازمان مجاهدین خلق، گرفتن مبلغ شصت هزار دلار از خارج به واسطه «ایلآلون» و... اعتراف کرد.
سرانجام روز ۲۴ شهریور ۱۳۶۱ با حکم دادگاه انقلاب اسلامی ارتش قطبزاده به اعدام محکوم شد و حکم صادره در مورد وی پس از تأیید دادگاه عالی قضایی به اجرا درآمد.[27]
ب: شریعتمداری
پس از افشای ارتباط سیدکاظم شریعتمداری با شبکه کودتا، تمام مؤسساتی که در قم زیر نظر وی اداره میشد از جمله مؤسسه دارالتبلیغ، تحت مراقبت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار گرفت.[28] سپس روز ۳۱ فروردین ۱۳۶۱ جامعه مدرسین حوزه علمیه قم عدم صلاحیت وی برای مرجعیت را اعلام کرد. این اعلام با تأیید یکپارچه حوزههای علمیه، مجامع روحانی و نهادهای مردمی در سراسر کشور مواجه شد.[29]
3 اردیبهشت ۱۳۶۱ نیز محمد محمدی ریشهری در سخنرانی قبل از خطبههای نماز جمعه قم، به روابط شریعتمداری با حکومت پهلوی اشاره کرده و اسناد متعددی از رابطه وی با ساواک را خواند و همچنین مواردی از جبههگیری علنی وی در برابر انقلاب اسلامی از جمله حمایت از تداوم حکومت نظامی رژیم پهلوی در شهرها در خلال انقلاب، مشارکت در کودتای «نقاب»(نوژه)، رهبری و هدایت غائله «حزب خلق مسلمان»، و... را فاش کرد.[30]
۱۲ اردیبهشت ۱۳۶۱ سیدکاظم شریعتمداری در یک برنامه تلویزیونی به شرکت خود در توطئه براندازی اعتراف کرد.[31]
۲۵ خرداد ۱۳۶۱ مجتمع دارالتبلیغ متعلق به شریعتمداری، به «مرکز تحقیقات اسلامی حوزه علمیه قم» تبدیل شد.[32]
۵ مهر ۱۳۶۱ سیدکاظم شریعتمداری با ارسال نامهای به آقای ریشهری ضمن اظهار ندامت از همدستی با قطبزاده، از مردم ایران عذرخواهی کرد و از درگاه خداوند متعال طلب عفو و آمرزش نمود.[33]
شریعتمداری که در سالهای پایانی عمر از کلیه فعالیتها و ارتباطهای خود دست کشیده بود، سرانجام در ۱4 فروردین ۱۳۶۵ به علت ابتلای به بیماری سرطان پیشرفته کلیه در ۸۰ سالگی در بیمارستان مهرداد تهران درگذشت.[34]
پینوشتها:
[1]. کودتای نوژه، تهران، مؤسسه مطالعات و پژوهشهای سیاسی، چ چهارم، ۱۳۸۷، ص ۲۷۱.
[2]. روزنامه جمهوری اسلامی، ۲۵ مرداد ۱۳۶۱، ش ۹۲۹، ص ۱۱.
[3]. روزنامه جمهوری اسلامی، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۸۳۴، ص ۱۲، به نقل از اظهارات «محمدی ریشهری» حاکم شرع و رئیس دادگاههای انقلاب ارتش.
[4]. روزنامه اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۶۷۰۰، ص ۳.
[5]. روزنامه کیهان، 31 فروردین 1361، ش 11557، ص 14.
[6]. روزنامه کیهان، همان، همان ص.
[7]. قدسآنلاین: «رمزگشایی از کودتای تازه کشف شده در تاریخ ارتش»، مصاحبه با سرهنگ شاداب عسکری محقق و تاریخنگار ارتش، کد مطلب: ۸۲۲۳۰۹.
[8]. «رمزگشایی....»، همان.
[9]. روزنامه اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۶۷۰۰، ص ۱ و ۳.
[10]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 3.
[11]. روزنامه اطلاعات، همان، ص 3.
[12]. روزنامه کیهان، 31 فروردین 1361، ش 11557، ص 14.
[13]. روزنامه اطلاعات، همان، همان ص.
[14]. روزنامه کیهان، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۱۵۵۷، ص ۱۴.
[15]. روزنامه اطلاعات، همان، همان ص.
[16]. روزنامه کیهان، ۲۷ مهر ۱۳۹۳، عنوان مقاله: «نقش قطبزاده در کودتای نقاب»، کد مطلب: ۲۷۱۵۵.
[17]. روزنامه اطلاعات، همان، همان ص؛ روزنامه جمهوری اسلامی ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۸۳۴، ص ۱۱ و ۱۲.
[18]. روزنامه کیهان، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۱۵۵۷، ص ۱۴.
[19]. روزنامه جمهوری اسلامی ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، همان، ص ۱۲.
[20]. دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، روزشمار انقلاب اسلامی، چ اول، ۱۳۷۸، ج 6، ص 260؛ محمدی ریشهری، محمد، خاطرهها، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ سوم، ۱۳۸۶، ج 1، ص 204.
[21]. روزنامه کیهان، ۲۷ مهر ۱۳۹۳، همان مقاله.
[22]. روزنامه جمهوری اسلامی ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، همان، ص ۱۱.
[23]. روزنامه اطلاعات، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۶۷۰۰، ص ۳.
[24]. پرتال امام خمینی، عنوان مقاله: «صادق قطب زاده؛ از همراهی با امام تا کوتا علیه انقلاب»، کد مطلب: ۳۸۹۳۶، تاریخ مطلب: 15 آبان 1391.
[25]. روزنامه کیهان، ۳۱ فروردین ۱۳۶۱، ش ۱۱۵۵۷، ص ۱۴.
[26]. محمدی ریشهری، خاطرهها، همان، ص 225-209.
[27]. روزنامه کیهان، ۲۵ شهریور 1361، ش 11677، ص 1 و 4.
[28]. روزنامه کیهان، 28 فروردین ۱۳۶۱، ش 11544، ص 2.
[29]. روزنامه جمهوری اسلامی، 1 اردیبهشت ۱۳۶۱، ش 835، ص 1 و 9؛ روزنامه اطلاعات، 1 اردیبهشت ۱۳۶۱، ش 16702، ص 1 و 3.
[30]. روزنامه جمهوری اسلامی، 4 اردیبهشت ۱۳۶۱، ش 837، ص 1 و 7.
[31]. روزنامه جمهوری اسلامی 13 اردیبهشت ۱۳۶۱، ش 845، ص 1 و 4؛ روزنامه اطلاعات 13 اردیبهشت ۱۳۶۱، ش 16711، ص 1 و 14.
[32]. روزنامه کیهان 26 خرداد ۱۳۶۱، ش 11604، ص 1؛ روزنامه جمهوری اسلامی 26 خرداد 1361، ش 881، ص 10.
[33]. روزنامه جمهوری اسلامی، 17 مهر 1361، ش 972، ص 1 و 12؛ روزنامه کیهان، 17 مهر 1361، ش 11694، ص 6.
[34]. بولتن ویژه خبرگزاری جمهوری اسلامی، ش ۱۶، فروردین ۱۳۶۵.
تعداد بازدید: 18