انقلاب اسلامی :: بنیاد مستضعفان

بنیاد مستضعفان

03 اسفند 1404

احمد ساجدی

خاندان پهلوی و وابستگان آنان، با غارت اموال عمومی، ثروت بسیاری برای خود اندوخته بودند[1].[2] امام‌ خمینی مالکیت خاندان پهلوی بر اموال مذکور را نامشروع و آنها را متعلق به ملت ایران می‌دانستند.[3] از این‌رو در 9 اسفند 1357 طی نامه‌ای به «شورای انقلاب» حکم کردند همه اموال منقول و غیرمنقول خاندان پهلوی را که در مدت سلطه غیرقانونی خود از بیت‌المال به یغما برده بودند، به نفع مستمندان و کارگران و کارمندان ضعیف مستضعفان مصادره کند.[4]

شورای انقلاب در ۱۴ اسفند 1357 «بنیاد مستضعفان» را با هدف اجرای فرمان امام تأسیس کرد.[5] هدف از تأسیس بنیاد، «جمع‌آوری و اداره اموال منقول و غیرمنقول سلسله پهلوی و وابستگان آنان برای خدمت به مستمندان، کارگران و کارمندان ضعیف از راه ایجاد مسکن و کار» اعلام شد.[6] بنیاد مستضعفان در نخستین بیانیه خود در 21 اسفند با اشاره به حکم امام‌ خمینی، تأسیس بنیاد و وظایف و محل استقرار آن را به اطلاع عموم رساند.[7] اعضای هیئت مؤسس عبارت بودند از؛ سیدمحمد حسینی بهشتی، سیدعبدالکریم موسوی اردبیلی، سیدعلی خامنه‌ای، اکبر هاشمی رفسنجانی، احمد جلالی، علی‌اصغر مسعودی و عزت‌الله سحابی.[8] با پیشنهاد شورایعالی بنیاد و تصویب مجمع عمومی مؤسسین، علی‌نقی خاموشی به مدت سه سال به عنوان اولین رئیس بنیاد معرفی شد[9] و حبیب‌الله شفیق و سیدمصطفی میرسلیم به سمت ناظران مالی و سیدمحمدصادق بهشتی، سیدمحمود کاشانی و حسن غفوری‌فرد به عنوان بازرسان بنیاد برگزیده شدند.[10] احمد جلالی نیز به عنوان منشی انتخاب شد.[11] پرویز دهقان، علی شفیعی، عباس توسلی، سیدباقر ناصر صدرالحفاظی و محمد هویدا نیز به عنوان نخستین اعضای شورایعالی بنیاد انتخاب شدند.[12] مهدی عراقی، در ساماندهی ابتدایی این نهاد، به‌ویژه در گردآوری اموال مصادره‌ای بسیار کوشید.[13]

سوم تیر ۱۳۵۸ نخستین اساسنامه بنیاد با ۲۵ ماده تصویب شد.[14] بر پایه اساسنامه، وظایف بنیاد به این شکل تعریف شد: «سرمایه‌گذاری و بهره‌برداری اقتصادی مطلوب و مناسب از کلیه دارایی‌های بنیاد در چارچوب قوانین کشور جهت تأمین اشتغال و ایجاد مسکن برای محرومان جامعه، کمک به تأمین بودجه طرح ویژه فرزندان شهدا و ارائه کمک‌های بلاعوض به فقرا»[15] طبق اصل ۵ اساسنامه، بنیاد می‌تواند در داخل یا خارج کشور، هرجا که صلاح بداند، شعبه یا دفتر تأسیس کند. بنیاد بر اساس همین اصل در برخی استان‌ها اقدام به تشکیل شعبه و دفتر کرد.[16] سپس امام‌ خمینی به کمیته‌های انقلاب اسلامی و مأموران دولتی و مردمی که در سراسر کشور که چیزی از این اموال در اختیار داشتند، دستور دادند آن را به حسابی که معین شده ‌است، واریز کنند.[17] بدین ترتیب بنیاد مستضعفان در مرداد ۱۳۵۸ به ثبت رسید.[18]

بنیاد در آغاز فعالیت خود، اموال خاندان پهلوی و وابستگان آنان را به منظور تحقق اهداف تعیین‌شده شناسایی و تملک کرد و کوشید با ساماندهی این اموال، از آن به نفع محرومان و مستضعفان استفاده کند.[19] همکاری مردم در شناسایی اموال بیت‌المال و صدور احکام مربوط، هر روز بر دامنه فعالیت این بنیاد می‌افزود. مسئولان بنیاد با همکاری معتمدان محلی، ستادهایی برای شناسایی، گردآوری، ثبت، ضبط و تفکیک اموال افراد فراری تشکیل دادند.[20]

27 خرداد 1358 اموال و دارایی‌های 335 نفر از مقامات بلندپایه شامل وزیران، نمایندگان مجلس شورای ملی، نظامیان ارشد و همچنین وکلای دادگستری و روزنامه‌نگاران وابسته به حکومت پهلوی به نفع مستضعفین توقیف و مصادره و حساب‌های جاری، سپرده ثابت، پس‌انداز، اوراق بهادار و اوراق امانات آنها مسدود و نقل و انتقال آنها ممنوع شد. این فهرست، اولین دسته از وابستگان حکومت پهلوی بودند که مشمول مصادره اموال قرار می‌گرفتند. بنیاد مستضعفان در اولین اقدام خود، با انتشار اطلاعیه‌ای از عموم مردم ایران برای شناسایی املاک، دارایی‌ها و حساب‌های نامبردگان یاری خواست.[21]

بنیاد در مصادره اموال نقشی نداشت. شورای انقلاب موظف به مصادره بود و این کار از طریق قوه قضائیه انجام می‌شد.[22] اموال توقیفی نیز تا تعیین تکلیف نهایی در اختیار بنیاد گذاشته، و پس از بررسی یا رفع توقیف می‌شد، یا به صورت قطعی در اختیار بنیاد قرار می‌گرفت.[23]

خاندان پهلوی و وابستگان آنها در زمان انقلاب و پس از آن، اموال نقدی و غیر نقدی بسیاری را از کشور خارج کرده بودند[24] اما بسیاری از اموال غیر منقول باقیمانده آنان شامل کارخانه‌ها، هتل‌ها، کاخ‌ها، املاک بزرگ و بسیاری از ثروت‌ها و سرمایه‌های دیگر[25] در اختیار بنیاد مستضعفان قرار گرفت.[26] به دلیل بدهکاری برخی از آنان به شبکه بانکی کشور، امام‌ خمینی به بانک‌ها اجازه دادند طلب خود را از اموال مصادره‌ای وصول کنند و از مازاد آن به نفع مستضعفان بهره‌برداری شود.[27] با وجود این بدهی‌ها، برخلاف برآورد اولیه، سرمایه بنیاد مستضعفان برای اداره آن کافی نبود و کمک و یاری ملت را می‌طلبید.[28]

حساسیت مأموریت‌ها و ضرورت نظارت دقیق‌تر بر این مجموعه عظیم و هماهنگی بیشتر با برنامه‌های دولت،[29] سبب شد امام خمینی در شهریور ۱۳۵۹، سرپرستی بنیاد را به محمدعلی رجایی، نخست‌وزیر وقت واگذار کنند.[30] ایشان در این فرمان تأکید کردند امور بنیاد به دست افراد متدین و متعهد و کاردان اداره شود و اطلاعات لازم از هیئتی که رهبری تعیین کرده‌است، دریافت شود.[31] رجایی پس از دیدار با امام‌ خمینی، اقدام به تهیه قانونی برای اداره بنیاد کرد و اشکالات بنیاد را در تنوع مسایل و برخورد غیر ضابطه‌مند برخی کارگزاران آن دانست.[32]

پس از شهادت رجایی، میرحسین موسوی، نخست‌وزیر وقت، در ۱۳ آذر ۱۳۶۰، به فرمان امام‌ خمینی، مسئول بنیاد مستضعفان شد.[33] با پایان جنگ تحمیلی و لزوم رسیدگی بیشتر به جانبازان دفاع مقدس، با تقاضای مهدی کروبی سرپرست بنیاد شهید و دستور امام‌ خمینی، در ۳ آذر ۱۳۶۷ اداره کلیه امور جانبازان انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی نیز بر عهده میرحسین موسوی قرار گرفت. وی با همکاری بنیاد شهید و اختصاص بهترین امکانات بنیاد مستضعفان، به ایجاد تشکیلات جدیدی برای این کار اقدام کرد.[34] امام تأکید داشتند بودجه امور فرهنگی و آموزشی فرزندان شهدا، مفقودان، اسرا و معلولان از بنیاد مستضعفان به بهترین صورت تأمین شود.[35] پس از این بود که نام این مجموعه به «بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی» تغییر یافت.[36]

امام‌ خمینی برای جلوگیری از هرج و مرج، به رعایت نظم در کارها و پیروی کارکنان بنیاد از مقررات جمهوری اسلامی ایران سفارش کردند.[37] ایشان مصادره اموال را از سوی افراد غیرمسئول رد کرده و یادآور شدند همه مصادره‌ها باید مطابق موازین شرعی و با حکم دادستان یا قضات دادگاه‌ها باشد و افراد غیرمسئول حق دخالت در این‌ امور را ندارند و باید اطلاعات خود را درباره اموال طاغوتیانی که به ‌ناحق اموال مردم را غصب کرده‌اند، به مسئولان برسانند.[38] ایشان سفارش ‌کردند: «بنیاد مستضعفان باید از کار خود گزارش دهد و صورت اموال منقول و غیرمنقول مقامات رژیم گذشته را که در اختیار دارد، و راه مصرف آن در بنیاد را به روشنی برای مردم بیان کند تا مردم در جریان فعالیت‌های این نهاد انقلابی قرار گیرند.»[39]

سال‌های اول انقلاب تلاش محکومان دادگاه‌های انقلاب برای پنهان‌کردن یا خارج‌‌کردن اموال بادآورده از کشور، و ضرورت اجرای احکام دادگاه‌های انقلاب برای شناسایی و تملک اموال مذکور[40] در روند مصادره و توقیف اموال خاندان پهلوی دشواری‌هایی پدیدآورد و اعمال نفوذ و نیز سوء‌استفاده برخی کارکنان این نهاد نوپا موجب شد روند کار به شکل درستی پیش نرود.[41] امام‌ خمینی در اول فروردین ۱۳۵۹ از گرایش بنیاد به سمت مستکبران اظهار نگرانی کرده و هشدار دادند «در صورت تبدیل بنیاد مستضعفان به بنیاد مستکبران و نادرستی عملکرد آن، خاطیان شناسایی شوند و در دادگاه‌ها مورد پیگرد قرار گیرند.»[42]

در پی هشدار امام‌ خمینی، هیئتی از سوی دفتر ایشان شامل مصطفی ملکی، مهدی شاه‌آبادی، سیدعلی غیوری، عباسعلی عمید زنجانی، سیدعلی‌اکبر محتشمی‌پور، سیدعبدالمجید ایروانی، محمدعلی موحدی کرمانی، جعفر شجونی و سیدصادق طباطبایی که سرپرست مجموعه نخست‌وزیری بود برای بررسی و گزارش عملکرد بنیاد در سراسر کشور تشکیل شد.[43] همچنین علی قدوسی دادستان کل انقلاب، موظف شد نماینده‌ای برای شرکت در این مجمع برگزیند تا در صورت لزوم، صدور حکم به تأخیر نیفتد. امام‌ خمینی صدا و سیما را نیز موظف کردند تا گزارش‌های این گروه را در اختیار مردم قرار دهد.[44] ایشان در اردیبهشت ۱۳۵۹، هیئت رسیدگی به وضع بنیاد مستضعفان را موظف کردند که به عملکرد مسئولان بنیاد، از بدو تأسیس رسیدگی و تخلفات احتمالی را با اقدامات قانونی جبران کند[45] و از اموال منقول و غیر منقول مصادره‌شده به نام مستضعفان، صورت‌برداری و به موارد مصرف‌شده و موجود رسیدگی کند تا در صورت نیاز به رأی دادگاه، دادستان انقلاب، دادگاه ویژه‌ای برای آن تشکیل دهد.[46] مجلس شورای اسلامی نیز در ۱۳۶۲، بنیاد را موظف کرد صورتی از دارایی و بدهکاری و عملکرد چهارساله خود، افزون بر اساسنامه، به مجلس ارایه کند. هیئت‌هایی در این ‌باره تشکیل و ظرف سه ماه این کار انجام شد. همچنین هیئتی هفت‌نفره از سازمان بازرسی کل کشور و کمیسیون اصل نود، گزارشی از عملکرد بنیاد به امام‌ خمینی ارایه کردند.[47]

بنیاد، از زمان تأسیس، بخشی از اموال منقول و غیرمنقول خود را به برآوردن نیازهای دولت تازه‌تأسیس جمهوری اسلامی ایران اختصاص داد؛ برای نمونه کمک به سیل‌زدگان جنوب کشور در سال ۱۳۵۸[48]، واگذاری شمار بسیاری از املاک اداری، تجاری و مسکونی به ادارات دولتی؛ تحویل طلا و جواهرات مصادره‌ای به بانک مرکزی که کمک بزرگی به پشتوانه اسکناس کشور بود.[49] میلیاردها تومان زمین کشاورزی تحویل هیئت‌های هفت‌نفره داد تا به کشاورزان واگذار شود[50] و صدها دستگاه خودرو در سراسر کشور در اختیار سپاه پاسداران انقلاب و کمیته‌های انقلاب اسلامی قرار داد.[51] بسیاری از واحدهای مسکونی و تجاری و بلوک‌های ساختمانی بنیاد به ‌رایگان در اختیار مستضعفان و مؤسسات عام‌المنفعه قرار گرفت.[52]

امام‌ خمینی همچنین در موارد متعددی دستوراتی به بنیاد مستضعفان دادند. از جمله: انتقال بخشی از امکانات بنیاد به سازمان‌ها و نهادهای جدید، مانند صندوق تعاونی صنفی برای پرداخت وام به نیازمندان،[53] انتقال سهم بنیاد مستضعفان در گروه پزشکی برزویه به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی،[54] واگذاری بخشی از زمین‌های بنیاد برای خانه‌سازی کادر سپاه،[55] واگذاری بخشی از اموال مصادره‌ای به بنیاد شهید انقلاب اسلامی،[56] تأمین هزینه ساخت جامعه‌الزهرا(ع)، و دیگر هزینه‌های آن،[57] تأمین بخشی از هزینه‌های تبلیغی و پژوهشی دفتر تبلیغات اسلامی،[58] تأمین بودجه دانشگاه تربیت ‌مدرس[59] و نهادهای مردم‌نهاد.[60]

همچنین امام‌ خمینی، در سخنرانی‌های خود، به موارد متعددی از کمک‌ها و اقدامات بنیاد اشاره کرده‌اند. از جمله: کمک به محرومان و مستضعفان،[61] ساخت مسکن برای محرومان،[62] اقدامات رفاهی برای معلولان،[63] کمک به جنگ‌زدگان، آوارگان و جانبازان.[64]

بر اساس یک گزارش رسمی تا اوایل سال ۱۳۶۶ ده هزار واحد مسکونی در نقاط جنگ‌زده و مناطق محروم کشور، همانند گلباف قائن و ایلام توسط بنیاد مستضعفان بنا شده ‌است.[65]

کمک به جبهه‌های جنگ و خدمت به رزمندگان اسلام از طریق ارائه خدمات فنی ـ مهندسی، کمک‌های کالایی و نقدی از طریق ستاد پشتیبانی جنگ از جمله کارهای بنیاد مستضعفان بوده است.[66] بنیاد در نیمه دوم سال ۱۳۵۹ با جمع‌آوری و نوسازی اتاقک‌های پیش‌ساخته متروکه موجود در انبارهای گمرک و مونتاژ و تجهیز آنها و ساخت آشپزخانه‌های صحرایی، حمام‌های پیش‌ساخته، سردخانه‌های قابل حمل برای نگهداری گوشت و مواد لبنی و چهار بیمارستان عمومی صحرایی مجهز به بخش‌های عمومی و آزمایشگاه و رادیولوژی و داروخانه با گنجایش ۱۰۴ تخت، به جبهه‌ها کمک کرده[67] و ۱۶۰ تیم کمک‌رسانی شامل وسایل آشپزخانه، لوازم و تجهیزات بهداشتی، ماشین‌آلات و تجهیزات سنگین، وسایل نقلیه، مواد غذایی و خوراکی، پوشاک و لوازم تبلیغاتی را راهی مناطق جنگی کرده ‌بود.[68] راه‌اندازی و ایجاد کارخانه‌های یخ‌سازی در خطوط مختلف جبهه در منطقه عملیاتی فاو، احداث پل والفجر و واگذاری امکانات بنیاد به خانواده‌های مناطق جنگی جهت اسکان از دیگر کارهای بنیاد بود.[69] برخی از نیروهای بنیاد مستضعفان در جبهه‌ها حضور داشته و شهدای بسیاری نیز تقدیم کرده‌اند.[70]

روز ۲۰ آبان ۱۳۶۰ بنیاد مستضعفان اعلام کرد: «واحدهای تولیدی این بنیاد قادرند سالانه یک میلیارد و ۷۵۰ میلیون تومان صادرات داشته باشند و به منبع ارزی مطمئنی برای کشور تبدیل گردند.» طبق این اعلام: «محصولات بیش از یکصد کارخانه تولیدی که به‌وسیله دادگاه‌ها مصادره شده و در اختیار بنیاد قرار گرفته‌اند، حتی از قبل از انقلاب بیشتر شده است.» طبق این آمار: «سال ۱۳۵۶ سال اوج رونق اقتصادی رژیم گذشته بود. ولی بازدهی کارخانجات مصادره شده در سال 1360، با وجود جنگ و تحریم‌ها، ۳۶ برابر تولیدات سال ۱۳۵۶ بوده است»[71]

۳ آذر ۱۳۶۵ بنیاد مستضعفان کلیه واحدهای تحت پوشش این بنیاد را موظف به تأمین نیازهای سپاه یکصد هزار نفری محمد رسول‌الله(ص) کرد.[72]

۴ اردیبهشت ۱۳۶۶ اعلام شد: «بسیاری از ادوات نظامی و اقلام مورد نیاز جبهه‌ها از جمله خمپاره و قطعات آن، لباس‌های ضدشیمیایی، موتور قایق‌های تندرو و یگان‌های دریایی، و دستگاه‌های یخ‌ساز ۵ تنی، در داخل کشور و در واحدهای تولیدی بنیاد مستضعفان ساخته می‌شود.»[73]

بنیاد مستضعفان طی سال‌های پس از جنگ، به تدریج به یک مجموعه بزرگ اقتصادی، فرهنگی و درمانی تبدیل شد و کارخانه‌های متعددی در زمینه صنایع فلزی، شیمیایی، نساجی، معادن و نیز صنایع غذایی ایجاد کرد. اداره زمین‌های کشاورزی، تولید دام، گوشت، لبنیات، و پروتئین از دیگر فعالیت‌های بنیاد است.[74]

همچنین این بنیاد تعدادی هتل، مراکز تفریحی و سازمان‌هایی برای گردشگری، بیمارستان‌ها و مراکز درمانی تخصصی در اختیار دارد. بنا بر آمار بنیاد، ۷۰ درصد درآمدهای این مراکز صرف رسیدگی به جانبازان و ۳۰ درصد صرف رسیدگی به محرومان جامعه می‌شود. سال ۱۳۷۷ بنیاد مستضعفان حدود ۱۱۵ هزار جانباز را زیر پوشش خود داشت[75] و بسیاری از شرکت‌ها و کارخانجات زیرمجموعه آن در بازار سرمایه پذیرفته شدند و خود نیز یکی از سهامداران عمده و شناخته شده در بورس است.[76]

پس از رحلت امام‌ خمینی، محسن رفیق‌دوست به ریاست بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی منصوب شد.[77] مهر ۱۳۷۰ اساسنامه جدیدی نوشته شد و به تصویب مقام معظم رهبری رسید و بر اساس آن، بنیاد به دو بخش اقتصادی و جانبازان تقسیم شد و مستقیم زیر نظر رهبری قرار گرفت.[78] 19 خرداد 1383 به دستور رهبری و مصوبه شورایعالی اداری، بخش جانبازان «بنیاد مستضعفان و جانبازان» از آن جدا شد و همراه با بنیاد شهید و ستاد امور آزادگان، «بنیاد شهید و امور ایثارگران» را شکل داد و نام بنیاد به «بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی» تغییر یافت.[79]

بنیاد پهلوی از جمله بنیادهای ثروتمند دوره محمدرضا پهلوی بود.[80] این بنیاد در 12 مهر 1340 توسط او با هدف جلب افکار عمومی تشکیل شد.[81] وی وانمود کرد زمین‌های غصبی پدرش، در اختیار بنیاد پهلوی قرار گرفته‌ تا درآمد آن، صرف محرومان و مستمندان شود.[82] پس از پیروزی انقلاب، با استقرار دولت موقت، املاک و مستغلات این بنیاد زیر نظر دولت و زیرمجموعه بنیاد مستضعفان قرار گرفت و نام آن به «بنیاد علوی» تغییر یافت.[83]

در آغاز کار بنیاد علوی، سهام بانک‌ها در اختیار دولت قرار گرفت و سهام بسیاری از کارخانجات آن به سازمان‌ها و ارگان‌های دولتی واگذار شد و اموالی که غالباً مشکلات حقوقی داشتند، در اختیار بنیاد علوی باقی ماند.[84]

پس از تصویب قانون ملی‌شدن بانک‌ها و شرکت‌های بیمه و بازرگانی در خرداد ۱۳۵۸ سهام بنیاد پهلوی در بانک‌ها و شرکت‌های ملی به تملک دولت درآمد[85] که در پی سفارش امام‌ خمینی مبنی بر مصرف جدای اموال پهلوی از دولت[86] سازمان‌های تابعه بنیاد پهلوی به بنیاد مستضعفان انتقال یافت و تنها املاک بنیاد پهلوی، همچنان در اختیار بنیاد علوی باقی ماند. این بنیاد سپس به عنوان یکی از ارگان‌های بنیاد مستضعفان به فعالیت‌های خدماتی ادامه داد تا اینکه طبق حکم دادگاه‌های ویژه و بر طبق اصل ۴۹ قانون اساسی، در بهمن ۱۳۷۴ کلیه املاک و اموال آن به مالکیت بنیاد مستضعفان و جانبازان درآمد و این حکم به سازمان ثبت اسناد و املاک ابلاغ شد.[87] از آن پس، بنیاد علوی تنها با نام حقوقی بنیاد علوی باقی ماند و شرکت خدمات مهندسی و شهرسازی علوی از شرکت‌های تابعه بنیاد مستضعفان و با همکاری کارکنان بنیاد علوی، فروش املاک آن بنیاد را بر عهده گرفت.[88]

بنیاد مستضعفان و شرکت‌های تابعه آن در آبان ۱۳۹۹ به همراه چندین نهاد و شخصیت ایرانی در فهرست تحریم‌های دولت آمریکا قرار گرفتند.[89]

رئیس بنیاد مستضعفان هر پنج سال یک بار توسط ولی فقیه منصوب می‌شود. رؤسای بنیاد از آغاز تاکنون عبارت بوده‌اند از:

علینقی خاموشی (از 14 اسفند 1357 تا 26 شهریور 1359)

محمدعلی رجایی (از 26 شهریور 1359 تا 13 آذر 1360)

میرحسین موسوی (از 13 آذر 1360 تا 15 شهریور 1368)

محسن رفیق‌دوست (از 15 شهریور 1368 تا 31 تیر 1378)

محمد فروزنده (از 31 تیر 1378 تا 31 تیر 1393)

محمد سعیدی‌کیا (از 31 تیرماه 1393 تا 31 تیر 1398)

سیدپرویز فتاح (از ۳۱ تیر ۱۳۹۸ تا ۷ آبان ۱۴۰۲)

حسین دهقان (از ۷ آبان ۱۴۰۲ تاکنون)[90]

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1] .بنیاد در آینه تاریخ، ج 1، تهران، بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، اداره کل روابط عمومی و امور فرهنگی، چ اول، ۱۳۷۸، ص ۸ و ۳۴ و ۳۵؛ بختیاری، شهلا، مفاسد خاندان پهلوی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، ۱۳۸۴، ص ۱۹ – ۴۴.

[2]. صحیفه امام، ج 4، ص ۶۸ و ۶۹.

[3]. صحیفه امام، ج 4، ص ۶۹.

[4]. صحیفه امام، ج 6، ص ۲۶۷.

[5]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 18.

[6]. صحیفه امام، ج 6، ص ۲۶۷.

[7]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۳ ؛ غنی‌یاری، محسن، روزشمار تاریخ معاصر ایران (جمهوری اسلامی ایران)، مؤسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی، ج اول، پاییز 1392، ص 440.

[8]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۴ و ۱۵.

[9]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷.

[10]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷؛ روزنامه رسمی جمهوری اسلامی ایران، ش ۷۸۷۸۱۶.

[11]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷.

[12]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷.

[13]. برّی دیزجی، علی و دیگران، روزها و رویدادها، ج 3، تهران، زهد، چ اول، ۱۳۷۷،ص ۵۲۰؛ آیت‌الله‌زاده، حسین، نگاهی به عملکرد و برنامه‌های سازمان کشاورزی، مجله بنیاد، ش ۱۱۵، ۱۳۶۷، ص 11.

[14]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷.

[15]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۲ – ۳۳.

[16]. اساسنامه‌های بنیاد مستضعفان، 7 تیر 1358؛ بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 37.

[17]. صحیفه امام، ج 6، ص ۲۶۷.

[18]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۳۷؛ آیت‌الله‌زاده، همان، ۱۳۶۷، ص ۱۱؛ فرهنگنامه نهادهای انقلاب اسلامی، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، زمستان 1387، ص 35.

[19]. آیت‌الله‌زاده، همان، ص ۱۲.

[20]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 16.

[21]. روزنامه جمهوری اسلامی، 28 خرداد 1358، ش 16، ص 4.

[22]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۷۷.

[23]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۷۸ و ۸۲.

[24]. گراهام، رابرت، ایران سراب قدرت، ترجمه فیروز فیروزنیا، تهران، سحاب کتاب، چ اول، ۱۳۸۷، ص ۷۷ و ۱۱۴ و ۱۱۵.

[25]. دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، انتشارات سوره مهر، چ اول، 1384، ص 167.

[26]. صحیفه امام، ج 8، ص ۴۷۳ – ۴۷۴.

[27]. صحیفه امام، ج 13، ص ۳۷۶.

[28]. صحیفه امام، ج 8، ص ۴۷۳ – ۴۷۴.

[29]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 55.

[30]. صحیفه امام، ج 13، ص ۲۲۰.

[31]. صحیفه امام، همان.

[32]. برّی و دیگران، روزها و رویدادها، ج 3، ص 521.

[33]. صحیفه امام، ج 15، ص ۴۰۷.

[34]. صحیفه امام، ج 21، ص ۱۹۹.

[35]. صحیفه امام، ج 20، ص ۲۸.

[36]. قاسم‌پور، داوود، بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی، چاپ‌شده در فرهنگنامه نهادهای انقلاب اسلامی، تهران، مرکز اسناد انقلاب اسلامی، چ اول، ۱۳۸۷، ص ۳۵ – ۳۶؛ آیت‌الله‌زاده، همان، ص ۶ و ۸.

[37]. صحیفه امام، ج 14، ص ۴۵.

[38]. صحیفه امام، ج 12، ص ۲۰۶.

[39]. صحیفه امام، ج 12، ص ۲۰۷.

[40]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 15.

[41]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 126.

[42]. صحیفه امام، ج 12، ص ۲۰۷.

[43]. روزنامه جمهوری اسلامی، 28 اردیبهشت 1359، ش 279، ص 12.

[44]. صحیفه امام، ج 12، ص ۳۰۱؛ بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 44 و 45.

[45]. صحیفه امام، ج 12، ص ۳۰۱.

[46]. صحیفه امام، ج 12، ص ۳۰۱.

[47]. طباطبایی، سیدمهدی، «انقلاب و نهادهای انقلابی؛ بنیاد مستضعفان»، مجله «جهاد سازندگی»، ش ۵۵، ۱۳۶۲، ص ۶۳.

[48]. آیت‌الله‌زاده، همان، ص ۱۲.

[49]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 148.

[50]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۲۹.

[51]. بنیاد در آینه تاریخ، همان.

[52]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۶۷.

[53]. صحیفه امام، ج 19، ص ۲۷۲.

[54]. صحیفه امام، ج 19، ص ۱۷۵.

[55]. صحیفه امام، ج 19، ص ۴۷۱.

[56]. صحیفه امام، ج 19، ص ۴۰۴.

[57]. صحیفه امام، ج 18، ص ۵۲۷؛ همان، ج 19، ص ۲۶۵.

[58]. صحیفه امام، ج 20، ص ۱۸۸.

[59]. صحیفه امام، ج 21، ص ۳۳۶.

[60]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۷.

[61]. صحیفه امام، ج 20، ص ۸۲.

[62]. صحیفه امام، ج 18، ص ۵۲۶.

[63]. صحیفه امام، ج 21، ص ۱۹۳.

[64]. کاویانی، حمید، بازخواست از قدرت، تهران، نگاه امروز، چ اول، ۱۳۷۹، ص ۷۱ و ۷۲.

[65]. طباطبایی، سیدمهدی، گزارش سرپرست بنیاد مستضعفان، مجله بنیاد، شماره ۴۴، ۱۳۶۲، ص ۳۸.

[66]. «سرمقاله»، مجله «بنیاد مستضعفان»، ش ۹۳، ۱۳۶۶، ص ۵.

[67]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۸۳ و ۱۸۴.

[68]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۸۴ – ۱۸۵.

[69]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۸۵.

[70]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص ۱۸۵.

[71]. روزنامه جمهوری اسلامی، بخشنامه بنیاد مستضعفان، 4 آذر 1365، ش 2171، ص 2.

[72]. روزنامه کیهان، اظهارات احمد بلندنظر سرپرست بخش صنایع بنیاد مستضعفان، ۲۱ آبان ۱۳۶۰، ش 11431، ص ۱۴.

[73]. روزنامه جمهوری اسلامی، اظهارات مهدی کرباسیان قائم مقام بنیاد مستضعفان، 5 اردیبهشت 1366، ش 2288، ص 4.

[74]. دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، همان‌جا.

[75]. دایره‌المعارف انقلاب اسلامی، همان‌جا.

[76]. علیرضا محرابی، «هلدینگ‌ها و شرکت‌های زیرمجموعه بنیاد مستضعفان»، وب‌سایت «بورس، شرکت‌های زیرمجموعه بنیاد مستضعفان».

[77]. قاسم‌پور، همان، ص ۳۶.

[78]. قاسم‌پور، همان.

[79]. قاسم‌پور، همان، ص 37.

[80]. بنیاد در آینه تاریخ، ج 1، ص ۲۲–۲۳؛ بختیاری، همان، ص ۴۴ و ۴۵.

[81]. گودرزیانی، احد، روزشمار 15 خرداد پاییز 1340، تهران، دفتر ادبیات انقلاب اسلامی، چ اول، 1390، ص 62.

[82]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 22.

[83]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 23؛ قاسم‌پور، همان، ص ۳4.

[84]. بنیاد در آینه تاریخ، همان، ص 22.

[85]. قاسم‌پور، همان، ص ۳4.

[86]. صحیفه امام، ج 6، ص ۲۶۷.

[87]. قاسم‌پور، همان، ص ۳۴ – ۳۵.

[88]. قاسم‌پور، همان، ص ۳۵.

[89]. مشرق نیوز: «لیست تحریم‌های جدید آمریکا در ارتباط با ایران منتشر شد»، کد خبر: 1145471،  تاریخ: ۲۸ آبان ۱۳۹۹.

[90]. خبرگزاری تسنیم، «بنیاد مستضعفان؛ از تأسیس تاکنون»، تاریخ: 18 شهریور 1393 ؛ ایرنا: «حسین دهقان رئیس بنیاد مستضعفان شد»، تاریخ: 7 آبان ۱۴۰۲.



 
تعداد بازدید: 20


.نظر شما.

 
نام:
ایمیل:
نظر:
تصویر امنیتی: